دانشگاه در دوران گذار؛ از آموزش کلاسیک به خلق آینده راهبردی - دانشگاه مازندران
دانشگاه در دوران گذار؛ از آموزش کلاسیک به خلق آینده راهبردی
- 10 May 2026
- کد خبر: 5356140
- 273
یادداشت عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان:
دانشگاه در دوران گذار؛ از آموزش کلاسیک به خلق آینده راهبردی
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران به نقل از معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی، دکتر سودابه نوری، عضو هیات علمی گروه فیزیک دانشگاه در یادداشتی تحلیلی با عنوان" دانشگاه در دوران گذار؛ از آموزش کلاسیک به خلق آینده راهبردی"، که بهمناسبت نامگذاری 20 اردیبهشت در دهه سرآمدی آموزش با نام« علوم و فناوریهای راهبردی و مرجعیت علمی» به بررسی وضعیت آموزش در حوزههای مختلف پرداخت.
متن کامل این یادداشت را در زیر مشاهده میکنید:
دانشگاه در دوران گذار؛ از آموزش کلاسیک به خلق آینده راهبردی
با نگاهی عمیق به "علوم و فناوریهای راهبردی" به این باور میرسیم که دانشگاه دیگر صرفاً جایی برای انتقال دانش یافتههای بایگانی شده نیست، بلکه محلی برای ایجاد قدرت نرم و چراغ راهی برای حرکت جامعه در اقیانوس توفانی تحولات جهانی است که هم دریانورد تربیت میکند و هم کشتی برای گذر از توفان بلا میسازد. با تکیه بر این باور هر یک از استادان که در آزمایشگاههای فیزیک وشیمی و ژنتیک ، تا کلاسهای تاریخ، حقوق، علوم سیاسی و تربیتی درس میدهند، به خوبی میدانند که مرزهای رشتهای ما در دنیای واقعی وجود ندارند. امنیت غذایی (کشاورزی و زیست)، امنیت سایبری (مهندسی و ریاضیات)، امنیت اجتماعی (علوم سیاسی و جامعهشناسی) و هویت ملی (تاریخ و باستانشناسی) همه در هم تنیدهاند. نکته حیاتی این است که ما دیگر صرفاً به "متخصص" نیاز نداریم و نباید تربیت کنیم، بلکه باید "متفکران راهبردی" بسازیم که درک درستی از جایگاه خود در منظومه کلان کشور داشته باشند. در این کشاکش پر تردید شاید یادآوری آنچه همگان بهتر می دانند خالی از لطف نباشد که این مرز پر گوهر تاریخ علمش با نامهایی چون ابنسینا، خوارزمی، بیرونی و فارابی گره خورده است. ما وارث تمدنی هستیم که زمانی قطب علم جهان بود. اما امروز در شرایطی قرار داریم که تحریم و فشارهای سیاسی و برخی نامدیریتی ها و هم آیندی مشکلات واقعیت روز ماست. در این برهه تاریخی، گذار از ترجمه و تقلید و چاپ مقالاتی که نیاز روزگار اکنون ما نبوده ( و ما را تبدیل به برده ی علمی کرده است ) به سمت خلاقیت و نوآوریهای بومی در راستای نیاز های حال حاضر ایران جان است. استاد تاریخ باید بتواند به درسهای عبرتآموز گذرگاههای تاریخی برای مقاومت اشاره کند و استاد مهندسی باید به دنبال راهکارهای مستقل و نیمه مستقل فنی باشد. ما حافظان استقلال علمی کشور هستیم. وظیفهی ما تبیین ضرورت اقتصاد دانشبنیان و تلاش برای حل معضلات کشور از طریق پنجره تخصصی خودمان است. در کلاسهای آموزشی خودمان با مطالعات تاریخی و سیاسی و بروزرسانی اطلاعات و موضوعهای روز که نقل مجالس دانشجویی است، اعتماد به نفس ملی را در دانشجویان زنده کنیم و فارغ از جبههگیری های جنجالی و هیجانی، به تبیین نقش آفرینی و اثرگذاری آنان به عنوان پیش قراولان آینده فلات ایران زمین بپردازیم.
به عنوان مدرس دانشگاهی در کنار برنامه های آموزشی، می توانم رویکرد های راهبردی را هم در کلاس ایجاد نمایم: :الف-بیان موضوع تفکر نقادانه که با قدرت تحلیل صحیح رویدادها به دانشجویان آنها را از پذیرش بیچون و چرا برحذر می دارد. گاها به آنها میدان بدهیم تا اظهار نظر کنند تاب و تحمل یکدیگر را بسنجند. با کارهای گروهی از تفکرات مختلف با یک هدف مشترک (پلتفرمی از ایران فردا) برسند. ب-گسترش اخلاق حرفهای و مسئولیتپذیری: تفهیم این موضوع که دانشی که اخلاق نداشته باشد، ویرانگر است چه در علوم تجربی و چه در علوم انسانی بسیار حاثز اهمیت است. به دانشجو می گویم و از خودم شروع می کنم و باید تا حدی ثابت کنم که به این اصول پایبندم و شکیبایی ام را در میدان های واقعی نشان دهم. ج-مهارتهای نرم و میانرشتهای: دانشجویان ما باید برای شغلهایی که هنوز وجود ندارند واحتمالا نیازهای جامعه آینده هستند، آماده شوند. دانشجوی علوم ورزشی باید تکنولوژیهای نوین ورزشی را بشناسد و دانشجوی حقوق باید حقوق فضای مجازی و فناوریهای نوظهور را درک کند. بازدید از شرکت های دانش بنیان برای هر یک از رشته های دانشگاهی بسیار موثر خواهد بود و حتی سخنرانی مدیران کسب و کار های موفق به صورت وبیناری نیز اثر بخش است. این قبیل کارها می تواند موتور خاموش و ذهن چند وجهی آنان را روشن کند و سمت و سو دهد. اینکه اول بپذیریم مشکل داریم اولین قدم برای درمان و بهبودی است چالش های ما شکاف عمیق میان صنعت و دانشگاه از یک سو و پیری ساختارهای آموزشی است. از طرفی مهاجرت نخبگان و بودجههای ناکافی در برخی حوزهها درد های دایمی این پیکر رنجور بوده است. چند پیشنهاد : 1-حرکت به سمت تعریف رشته از سوی صنعت نه وزارت علوم (بزرگترین مرداب ما آبیاری رشته هایی است که دیگر اشباع یا منسوخ شده اند و جامعه نیازی به آن ندارد. کاش گاهی ترس از ورشکستگی در آموزش هم وجود داشت تا ما آنقدر بی محابا اصرار بر ادامه ی بعضی تعلیمات نداشتیم.) 2-ایجاد سندیکاهای میانرشتهای (مثلاً پروژههای مشترک بین ژنتیک و حقوق، یا علوم سیاسی و جهانگردی). 3-تغییر روشهای ارزیابی و ارزشیابی آموزشی از حفظ کردن به پروژهمحور شدن یا حل مسئله واقعی در قالب ریز پروژه.
4-
نیاز فرهنگی, [5/9/2026 8:57 PM]
اعلام یک روز به عنوان آشنایی استادان نسبت به دستاورد های دانشکده های گوناگون می تواند آگاهی های بین رشته ای را افزایش دهد. 5-تاکید بر امتیازات ویژه در خصوص کارهای عملی و تحقیقاتی میان رشته ای خصوصا استفاده از ظرفیت های دیده نشده علوم انسانی در سایر رشته ها حس مشارکت بیشتری را ایجاد می نماید. 6- ایجاد اکوسیستمهای نوآوری درون دانشکده ای که دانشجویان بتوانند ایدههای خود را تجاری سازی کنند. 7-بهره مندی از حس ملی گرایانه به جز در زمانهای پر تنش و عبور از بحران های سیاسی و نظامی می تواند فرصتی برای همگرایی های علمی ایجاد نماید و ما هنوز در این مساله مشکل داریم. کارهای پراکنده ی متخصصین ایرانی در دانشگاههای داخل و به وفور در دانشگاههای خارج در مقایسه با کشور هایی مثل چین و هند گواه این ادعا می باشد و عدم حل این چالش زیر بنای راهبرد را زیر سوال می برد. 8-ما علی رغم فهم تخصصی عمیق شاید کمتر با واژه های امنیت ملی آگاهی داشته ایم و تا امروز از این پاشنهی آشیل آسیب های زیادی خورده ایم اگر تبیین واژه ی امنیت ملی از امروز به عنوان یک امر حیاتی در نظر نگیریم ما بحرانهای سخت تری را پیش رو خوایم داشت. 9-با نگاهی به ظرفیت جغرافیایی و تنوع اقلیمی برای علوم دریایی، جهانگردی و کشاورزی که پتانسیل تبدیل شدن به قطب منطقهای را داریم. که در این مسیر نیروی انسانی جوان و خلاق که اگر درست هدایت شوند، موتور محرک خواهند بود. 10-پتانسیل معادن و مواد اولیه که پایهای برای توسعه صنایع پیشرفته است نیز بعنوان پشتوانه می توانند در رسیدن به اهداف راهبردی موثر واقع شوند. نتیجه گیری: هفته آموزش فرصتی است که به هم یادآور شویم که "چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید" تا از مرزهای رشته ای عبور کنیم و آینده کشور را به سمت مرجعیت علمی منطقه و اقتصاد مبتنی بر دانش پیش ببریم. با آگاهی از ضعف هایمان در: مدیریت کلان علمی، وابستگی اقتصادی ناشی از فروش خام مواد، کندی در بروزرسانی سرفصلهای درسی (مخصوصاً در رشتههای فنی و مهندسی)، و گاهی عدم همگرایی میان علوم پایه و علوم انسانی می توانیم با تکیه بر نقاط قوتی همچون: نیروی انسانی متخصص و مقاوم، جایگاه ژئوپلیتیک استراتژیک (شمال به جنوب، شرق به غرب)، پیشینه فرهنگی غنی، ایرانی یکپارچه و قوی را به دنیا معرفی نماییم. کشوری که نه تنها فناوری را وارد نمیکند، بلکه بر روی آن اثر میگذارد. کشوری که در آن یک جامعهشناس، نقشی کلیدی در حل معضلات شهری دارد و یک مهندس شیمی، زنجیره ارزش مواد را تکمیل میکند. برای حل مسائل. آیندهای که در آن دانشگاه قلب تپنده تبدیل علم به ثروت و قدرت برای آرامش و پیشرفت مردم است. این نگاه، ایران را از یک کشور در حال توسعه به یک بازیگر جهانی مبدل خواهد کرد. کلام آخر شاید در قالب یک مقاله با موضوع علوم و فناوری راهبردی پرداختن به برخی موضوعاتی که از سمع و نظر صاحب نظران و استادان فرهیخته ی بنده گذشت کمی غیر منطقی به نظر برسد ولی شما هم اگر از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنید متوجه می شوید که دیگر تاریخ مصرف این سبک آموزش به سر آمده و دوره استاد و شاگردی تمام شده است اینکه دانشجویان امروز ما، نسل آیندهسازان فردا هستند را آنقدر در محافل گوناگون گفته اند که بار معنایی خود را از دست داده است. عزیزان برای یادآوری به خود عرض می کنم، آینده یعنی پدر، مادر، برادر، خواهر،استاد، مدیر، رییس، پزشک، افسر، متخصص و.... همه یعنی همین چهره های شاد، خسته، همیشه خواب آلود، خجسته، رنجور، پر شور و همیشه مست غرور ...که هر بار در کلاس درس حتی مجازی به زور ظاهر میشوند ... و اما بعد از آن همه مطالعه و ارایه بی نقص در خصوص تدریسم، خسته و کلافه از این همه بی مسئولیتی و بیخیالی وسر مستی بی دلیل دانشجویانم، شاید اگر درست بیاندیشم دیگر به تزریق اطلاعات نپردازم بلکه یاد بگیرم تا او را چون سرگشته ای در بیابان، تشنه یادگیری کنم و او از من تنها شیوه ی رسیدن به آب را و استفاده درست از آن را بخواهد نه فرمول هیدروژن بعلاوه اکسیژن را .. البته شاید در بیابانش در روزگاری بخواهد از رطوبت حاصل از اختلاف دمای شب و روز آب بگیرد و من منتظر می مانم تا تمام این خشکی کویر را جنگل کند
روابط عمومی دانشگاه مازندران